رفتن به مشهد در هفته 23
سلام به پسر خوشکل و شیطونم الهی قربون تکون خوردنات برم،هر بار که تکون میخوری قند تو دلم آب میشه نی نی خوشکلم هفته پیش یعنی شنبه 1 آذر نزدیکای ظهر بابایی زنگ زد و گفت کاراتو انجام بده قراره عصر بریم مشهد من که از یه طرف ذوق کردم از یه طرفم نگران بودم برای جوجم مشکلی پیش بیاد ولی وقتی دیدم امام رضا قسمت کردن دلمو زد مبه دریا و قبول کردم خیلی سریع کارامو کردم و با مامان جون و بابایی حرکت کردیم خیلی خسته شدم ولی باز به امید دیدین حرم تحمل کردم خلاصه تا 5 شنبه 6 آذر اونجا بودیم و شب برگشتیم خیلی خوشحال بودم که وقتی تو دلمی قسمتت شده بری مشهد اولین سفرت تو 5 ماهگی مامان بوده پسر گلم از امام رضا خواستم کمک کنه برات مشکلی پیش...
نویسنده :
گلی موسوی
8:04


